تبلیغات اینترنتیclose
آه ... اگر رگبار گیسوی تو دریا دم نبود ( شیون فومنی )
پیچک ( شیون فومنی )
شعر و ادب پارسی( سیداحمد میر فخری نژاد)




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 آذر 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 

قحط شادابیست

آه ... اگر رگبار گیسوی تو دریا دم نبود 
یک کف از خاکِ کویرِ خاطرم، خرّم نبود

چشم گلدانها به دیدار تو روشن مانده است 
بی تکلّف، خنده هایت از شکفتن، کم نبود

ای بهار غنچه ساز ازخاک گیلانگردِ من 
هر چه می رویید بی تو، جز گُلِ ماتم نبود

قحطِ شادابیست، اشکم را به چشم کم مگیر 
تشنگی می کُشت گُل ها را اگر شبنم نبود

ابرِ اندوهت حجاب افتاد ورنه در نظر 
اینقدر آینده ی خورشیدیان، مبهم نبود

خاک، خشکی می گرفت ازخون وخاکستر،اگر 
جرعه ای از عشق در آب و گِلِ آدم نبود

دشت، نیلی بود و سبزه خونچکان آهو دوان 
در غزل ((شیون)) غزال واژه ای رامم نبود

 

شیون فومنی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-5, | بازديد : 85