تبلیغات اینترنتیclose
اگر تو آمده بودی بهار می آمد ( شیون فومنی )
پیچک ( شیون فومنی )
شعر و ادب پارسی( سیداحمد میر فخری نژاد)




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1 آذر 1395 توسط سید مجتبی محمدی

دوباره آن عسلی روزگار


اگر تو آمده بودی بهار می آمد 
بهار با همه ی برگ و بار می آمد

گلوی زمزمه تَر می شد از ترانه ی رود 
تَرَنُّمی به لبِ جویبار می آمد

سپیده ای که پُر از پلکِ باز پنجره هاست 
به صبح آیینه ها بی غبار می آمد

به من که هیچ ... به چشم کبودِ منتظران 
سوادِ سایه ی آن تکسوار می آمد

شکوفه بود و شکفتن به بانگ نوشانوش 
دوباره آن عسلی روزگار می آمد

زمان به کامِ دلِ سرخوشان میان می بست 
زمانه با دل عاشق کنار می آمد

به شادیِ رخِ گُل جامه ی سیاه دگر 
کجا به چلچله ی سوگوار می آمد

پیاله وار شب و روزِ تردماغی را 
دل شکسته ی ما هم به کارمی آمد

به چادری که زمین از بهانه می گسترد 
نبات بارشِ توت از سه تار می آمد

درخت مصرع سبزی بلندبالا بود 
به شعرِ قُمریِ صحرا تبار می آمد

هِزار شاخه غزل چون انار گُل می کرد 
به هَمسُراییِ شیون هَزار می آمد

 

 

شیون فومنی

 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-3, | بازديد : 96