تبلیغات اینترنتیclose
باد آمد و برد واژه ها را از دفتر آبدیده ی ما ( شیون فومنی )
پیچک ( شیون فومنی )
شعر و ادب پارسی( سیداحمد میر فخری نژاد)




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 29 آبان 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 

غمباد هزار ساله

باد آمد و برد واژه ها را از دفتر آبدیده ی ما 
دیگر به سکوت شب نپیچد بوی غزل از جریده ی ما

فریاد سکوتمان بلندست در پچ پچ دیر ساله ی دشت 
اسطوره ی ضجه های تلخست تاریخ ستمکشیده ی ما

آنسوی تبسّم صبوری پژواک شکستن دل ماست 
خشمی که هنوز پا فشرده است در مشت زبان بریده ی ما

آشفتگی درون ما را دریا نکند به قصه باور 
آشوب جزیره های خونست جاری به خلیج دیده ی ما

پای آبله آمد از ره دور چاووش نسیم گل دریغا 
پرورده ی سیمِ خار دارست آزادی نو رسیده ی ما

اشکی به مزار ما نیفشاند با آنکه هوای گریه اش بود 
در حیرتم آسمان چه خواهد از جان به لب رسیده ی ما

آنگونه بخواب بویناکیم کآلوده ی ماست جامه ی خاک 
ترسم تن لحظه ها بپوسد در سایه ی آرمیده ی ما

تا قمری سوگوار جنگل در حسرت نوحه ای بموید 
غمباد هزار ساله گل کرد در حنجره ی سپیده ی ما

مهتاب هنوز غصه میخورد از خواب دریچه که یک شب 
باد آمد و برد واژه ها را از دفتر آبدیده ی ما ...

 


شیون فومنی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-2, | بازديد : 75