تبلیغات اینترنتیclose
بخوان تا رودباران را زلال آوا کنی آخر ( شیون فومنی )
پیچک ( شیون فومنی )
شعر و ادب پارسی( سیداحمد میر فخری نژاد)




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ جمعه 28 آبان 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 

شکاری دیگر

بخوان تا رودباران را زلال آوا کنی آخر 
گرانخوابان سنگین سایه را دریا کنی آخر

بخوان چیزی به صبح روشن فردا نمانده است ...آی 
بخوان تا روشنم از مژده ی فردا کنی آخر

بخوان از مردمی ها گرچه کام مردمان تلخست 
دهن شیرین مگر از گفتن حلوا کنی آخر

مزن بر سینه سنگ این و آن تا با تو سر دارم 
چرا از همچو من دیوانه ای پروا کنی آخر

به ساز برگ می رقصم که پیش از خنده ی خورشید 
مرا چون روح شبنم آسمان پیما کنی آخر

منم آن قاصدک پرواز از رویای طفلان دور 
که می آید شبی از من حکایت ها کنی آخر

چنین کز بال پروانه سبکتر می دمی در من 
چه ترسم آتش از خاکسترم برپا کنی آخر

خروس آواز هول آباد شب قربان فریادت 
بخوان تا خواب زشت اندیش را زیبا کنی آخر

به گُلبانگِ سفر چون ذرّه دست افشان اگر خیزی 
به پای شوق خاکی بر سرِ دنیا کنی آخر

غزالستان شب تردست می خواهد ز پا منشین 
شکار دیگری شاید از آن صحرا کنی آخر

به تیر شعله ای گر جان آرش تاب بنشانی 
گذر از چله ی آتش خلیل آسا کنی آخر

بلا گردان چشمت مانده ام کز جمع مشتاقان 
مرا گر بخت روی آرد نهان پیدا کنی آخر

قدمبوس تو همچون سایه ام تا کی شود روزی 
نگاهی از سرِ شوخی به زیرِ پا کنی آخر

چه جای شکّر شیون؟ بدین شیرین دهانی ها 
زبان طوطی از آئینگی گویا کنی آخر

به توکای سرودن گر دهی آواز عاشق را 
رها از قالب فرسوده چون نیما کنی آخر

 


شیون فومنی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-2, | بازديد : 95