تبلیغات اینترنتیclose
رباعی های شیون فومنی
پیچک ( شیون فومنی )
شعر و ادب پارسی( سیداحمد میر فخری نژاد)




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



رباعی ها

 

از دو شاخه انگشت

زخم دو هزار سالگی بر پشتش
بغض شب دیر ساله ای در مشتش

اِستاده در استوای فریاد زمین
خون می چکد از دو شاخه ی انگشتش

 

شیون فومنی


***

بر قله ی عاشقی

در شیشه ی شبنم آفتابت نکنند
می تابی و آئینه حسابت نکنند

تا سینه برازنده ی زخمی نکنی
بر قله ی عاشقی عقابت نکنند

 شیون فومنی


***

جرعه ای از تو

برقی زد و تشنگی به باران پیوست
عشق از همه سو به جویباران پیوست

خورشید برآب جرعه ای از تو نوشت
دریا به شمار بی قراران پیوست

 

شیون فومنی


***

ققنوس دگر

تا در نرسد شبی به کابوس دگر
پیراهن شعله گشت فانوس دگر

این طرفه نگر که زیر خاکستر ماه
در بیضه ی آتش است ققنوس دگر

 

شیون فومنی


***


گندم گندم

بذری به شیار خاک صحرا شد گم
جویان چو ستاره اش به شبها مردم

چون خنده ی خوشه بر لب ساقه شکفت
گنجشک سحر سرود :گندم گندم...

 

شیون فومنی

***

نه

در سیطره ی ستم بر آشفتی: نه
با سرخی خون خویش دُر سفتی: نه

بستند به دار شب ترا چون گل سرخ
فریاد به تیرگی زدی گفتی: نه

 

شیون فومنی


***

با اینهمه

بر شاخ بهار لانه ای دارم خشک
هنگام گل آشیانه ای دارم خشک

با اینهمه کشت آرزویم سبز است
می رویم اگر چه دانه ای دارم خشک

 

شیون فومنی

***

 

عوعوی سگان

بــر خواستـنت تکــان آب از آبـست
دریـای تــن آسوده هــمان مردابـست

پشـت سر دوسـت , یاوه سر دادن خصم
عـوعـوی سگان هـرزه در مهـتابـست


شیون فومنی




امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت