تبلیغات اینترنتیclose
اشعار شیون فومنی-8
پیچک ( شیون فومنی )
شعر و ادب پارسی( سیداحمد میر فخری نژاد)




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 آذر 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 

جهان و انسان

 

برکه ایست
جهان
با موج اب های زیبایش
کودکی ست
انسان
با سنگ ریزه هایش
آه ...
تصویرِ چه بسیار گردابی
فراچنگ من است
نمی گذارد این
بی دین
این
زمین ...

 


شیون فومنی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-8, | بازديد : 166

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 آذر 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 

خویشی

 

جریانی دارم در تو
چون در شیار
بذر
تو مرا
می رویانی
و من ترا
به سبزی
تن می پوشانم

 

 

شیون فومنی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-8, | بازديد : 93

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 آذر 1395 توسط سید مجتبی محمدی

پایانه

 

بنویس:
بر سنگی که خاکش خواهد خورد
بر خاکی که بادش خواهد برد:
انسان
واقعیت واپسینِ آغاز است
در پایانه ی راهی
که از رفتن
باز می ایستد

 


شیون فومنی

 

 

 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-8, | بازديد : 14

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 آذر 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 

صبوری


سرشاری
از ترانه ی دیدار
خیابان کوچک است
دنیا کوچک است
دلتنگی ات
بزرگ تر از همشهریانست
می دانم.
توقّف کن
چراغ سرِ چهارراه
قرمز است ...

 

 

شیون فومنی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-8, | بازديد : 91

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 آذر 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 

شیار


چیزی درونم را
وانمی گذارد
گندمم گویی
گرسنه ی خاک های خیال
فروافتاده
از منقاری سرخ
در شیار این شور ...
به گاهی که
خاموش می اندیشم
به انسان
غریبه نیستم
با هیچ کجای این
جهان

 


شیون فومنی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-8, | بازديد : 87

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 آذر 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 

سرشاری


عشق تو
فصل نمی شناسد
چرا مأیوس بمیرد
خرسند تو
در باغ های بی گُل
پروانه
می نشیند
بر لبخند تو.

 


شیون فومنی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-8, | بازديد : 87

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 آذر 1395 توسط سید مجتبی محمدی

دورتر از خویش



چه می کنی
در چنبر پرچانگی ها
چون واژگانی شنیده
می درنگی بی شتاب
می شتابی بی درنگ
نمی گریزی
در هجرانی تشویش
در التقاطی ناموزن
خراشیدنت را
خروش می نمایانی
دورتر از خویش
بیندیش
عمقی نخواهی داشت
در نزدیکی های خویش ...

 

 

شیون فومنی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-8, | بازديد : 101

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 آذر 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 

تاسیان

به خانه می رسم.
پای اجاقی نیم سوز
به لحظه های رفتنت
می اندیشم
آه ...
چه سردم می کند
این آتش

 

 

شیون فومنی


تاسیان واژه ایست محلی در لهجه ی گیلک
و آن به حالتی اطلاق می شود که انسان بی همدمِ دلخواهش لحظه های دغدغه انگیزی را سپری می کند.

 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-8, | بازديد : 188

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 آذر 1395 توسط سید مجتبی محمدی

آنک

سهمی از ستاره
وهمی از ماهت داده اند
هر چند
چشمان سیاهت داده اند ...

آنک: مرکّب از آن و ک
به تفألی از حضرت حافظ خواستار نام دخترانه ای شدم
خواجه فرمودند:
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
بنده ی طلعت آن باش که آنی دارد
با ارادت آن را که به معنی جوهره و محتوای وجودی هر کس است برداشته
کاف تحبیب به آن افزودم و شد آنک ... که دخترکم نامدار شود.

 

شیون فومنی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-8, | بازديد : 184

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 آذر 1395 توسط سید مجتبی محمدی

رباعی


عوعوی سگان

بــر خواستـنت تکــان آب از آبـست
دریـای تــن آسوده هــمان مردابـست

پشـت سر دوسـت , یاوه سر دادن خصم
عـوعـوی سگان هـرزه در مهـتابـست


شیون فومنی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار شیون فومنی-8, | بازديد : 194

صفحه قبل 1 صفحه بعد